چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸

ایلگر ilgar

سایت خبری فرهنگی اجتماعی ایلگر

بایگانی مربوط به دسته‌ی ’تازه ها‘

نصاب ترکی قشقایی

ارسال توسط admin در تاریخ ۱۶ - بهمن - ۱۳۸۸

نام کتاب : نصاب ترکی قشقایی به فارسی
نویسنده:میرزا محمد قلی ابن محمد رضا قهفرخی متخلص به فقیردر عهد فتحعلی شاه قاجار
مقدمه و تصحیح:دکتر حسین محمد زاده صدیق و منیژه شیر محمدی
سال نشر ۱۳۸۸تهران انتشارات تکدرخت

کتاب از دو قسمت تشکیل شده است قسمت اول توضیحاتی است که اقای دکتر صدیق در خصوص نصاب و کتب نصاب وتاریخجه نصاب و نصاب نویسی و نصاب خوانی و کتب مهم نصاب و نصاب ترکی به فارسی قهفرخی و روش و محتوای ان و مسائل مختلف ان سخن میگوید و در قسمت دوم متن اصلی کتاب اورده شده است .
یکانه نسخه خطی کتاب حاضردر داخل مجموعه ایی به شماره ۱۱۵۸۶ محفوظ در کتابخانه ایت اله العظمی نجفی مرعشی قرار دارد.
انچه ازمقدمه مولف بر نصاب به دست می ایداین است که وی ان را در روزگارفتحعلی شاه قاجار به نظم در اورده است.مولف اهل روستای قهفرخ(فرخشهر کنونی) از توابع چهار محال و بختیاری و در ان عهد ساکن اصفهان بوده است. وی ان را در ۳۰۰ بیت به تقلید از نصاب ابو نصر فراهی سروده و ان را«نصاب ترکی»نامیده است.
از این مولف یادی در الذریعه (ج ۲۴،ص۱۶۴)رفته است.مولف خودرا میرزا محمد قلی بن محمد رضا می نامدکه فقیر تخلص میکرده است.به نظر میرسد که در اصفهان به شغل مکتبداری مشغول بوده و این رساله را جهت تدریس در مدارس اصفهان وبه درخواست حاج محمد صادق اصفهانی به نظم در اورده است.محمد قلی بن محمدرضااز شاعران ساکن اصفهان و به قوم قشقایی منسوب بوده است.به سه ززبان ترکی ،عربی و فارسی مسلط بوده است و متون هر سه زبان را در مکاتب اصفهان تدریس می کرده است.
نمونه ایی از متن کتاب (ص۸۱)
القطعه العاشره فی بحر الخفیف

ای جوانمرد ! لفظ ترکی دان
تَرک ترُ کی مکن و ترُکی دان
فاعلاتن،مفاعلن ،فع لن
وز خفیف این حساب ترکی خوان
سیچقان ایل سال موش اود ایل
سال گاو،بارس ایل پلنگ بدان
توشقان ایل سال خرگوش است،
لوی ایل است نهنگ سال عیان،
ییلان ایل –یونت هم قوی ایل،
سال مار است- اسب-گوسفندان،
بازیچی ایل هم تخافو ایل،
هست میمون و مرغ در پی ان .
ایت ایل سال سگ بود در بعدش،
باز تنگوز سال خوک بدان.
در پایان برای جناب اقای دکتر صدیق ارزوی سلامتی و بهروزی و عمر طولانی داریم.

معرفی کتاب نام کتاب :چقدر دیر شده است

ارسال توسط admin در تاریخ ۹ - آذر - ۱۳۸۸

نویسنده:محسن احمدی
نشر تکا سال انتشار :۱۳۸۸چاپ اول
این کتاب مجموعه شعری است که شاعردر دو بخش غزلیات و اشعار سپید به دست چاپ سپرده است .از ایشان قبلا کتابهای <دنیا به رنگی که من دیده ام> و<میان ماندن ورفتن> <گزئده ادبیات معاصر> <سر دلبران> سایه ای از افتاب> چاپ و منتشر شده است برای ایشان ارزوی موفقیت میکنیم.
نمونه هایی از اشعار:
من هنوز کوچکم
ببین بزرگتر شدی تو،من هنوز کوچکم
برای انکه دل نکنده ام من از عروسکم
برای انکه نان و ذرت مرا کلاغ خورد
و خواب ماند لابلای سبزه ها مترسکم
برای انکه داد میزنم،ولی به گوشتان
نمی رسد صدای ارتعاش های سوتکم
تو دل بریدی از تمام انچه بوده ای و من
هنوز دل سپرده هزار سکه قلکم
دوباره رو به مشرق سیاه چشم های تو
نگاه میبرم،تو نیستی کجاست عینکم
ببخش اگر دیر میرسمگناه کوچکی ست
شما بزرگ می شوید و من هنوز کوچکم

کوچ
کوهستان
برشاخ غزالی می کوچد
و برف بر کمرگاه بلوط پیرمی نشیند
زن ها و زنبیل ها
می ایند و می روند
غزال، گرسنه می ماند
کوهستان می کوچد .

از تمام دیروز ها
این روز ها که چشم هایم
در ابی مضاعف یک لبخند
سیاه شده اند
می خواهم
تمام دیروزها را به تماشا بنشینم
در جستجوی تو
بادی باشم که در یال اسبی
شیهه می افکند
و اسب
بی انکه خم به ابرو بیاورد
تمام جاده ها را گام می شمارند.
«»
ای تمام دیروزها
امروز را بر من ببخش
و فردا را که دیگر نیستم
تنها به ایینه های پیش از این نگاه کن
سایه کشدار پسری
که با تموچین تاتار نوازی کن
و بخارا را
با شیهه اسب های ترکمن درنوردید
با سپاهی از مغول
به غارت نشابوریان دل بست
و زاده شد
در کوه های عصیان
انجا که قومی کوچک
با گوسفندانی
که گرسنگی را در زردی چراگاه ها
مزه می کردند
دور از تاریخی بر بادرفته
جززوزه های گرگ و صدای تفنگ
صدایی نمی شناختند
«»
بادهایی که بیش از این بودند
در ناگهانی وزیدند
و شیراز را از بس که تاریخی است
به تماشا ایستادند
و سپاهان را
به تک با سوارانی گذشتند
خواجو با صدای زنگ شترهاشان
زنده رود را عبور می داد
تا ایلی در گیرودار کوچ
سلام گرسنه گوسفندان
به ییلاق برسانند
«»
بادهایی که پیش از این بودند
در ناگهانی وزیدند
وپدر به ناگزیر
قبیله را
به خیابان های یک شهر فروخت
و عشق امد،مادر شد
ودر یک روز پاییزی
بی انکه دلتنگ ادم های پیش از این باشد
پسری را به میهمانی
نخستین بامدادابان ماه بودن سپرد
و کودک به لهجه
غریب ترین پرندگان عالم گریست
«»
بادها همچنان وزیدند
و دبستان
با شلوار وصله دار و کیف دو بار مصرف
از او جهانگردی کوچک ساخت
که درد نان داشت
و نابرادرانی که به چاهش انداختند
اموخت
از پیراهنش طنابی بسازدو زندگی را
بالا بیاورد
«»
پسری که خیابان خیام را
هزار بار گام شمرد
ودبیرستان سعدی
از نگاه کتاب های چین و چروک خورده اش
یک قفس دایره المعارف زیبایی ساخت
«»
پسری که داد زد
ای شاعر می فروشم
باد شد
ودر تمام رویاها جا ماند
«»
این روزها
پسری که دست های خالی داشت
وچشم هایی که برای
تکه نانی میگریستند
وبا نگاه یک ستاره
گیسوان پریان دریا
به اسمان وصله دارش گره می خورد
در محاق یک لبخند
خواب هایش را
در گرسنگی تعبیر می کند
اما همچنان در اتاق راه می رود
تا ستاره ای
از کهکشان های دور
نانی برایش بیاورد
و خواب ماه پریانیرا
که در افسانه های دریا جامانده اند
«»
تنها ستاره
اواز پرندهایست
که زندگی را دوست می دارد

یتیم یال

ارسال توسط admin در تاریخ ۲۴ - شهریور - ۱۳۸۸

غم تیکانی اؤرک لردن قازولماز بیزه شادلوق سرنوشتی یازولماز

مثل دور کی هئچ یازولان پوزولماز گؤرک منیم یازغوم بئله یازولدی

غم نامه سی دیلدن دیله یازولدی

آیرولوقدان گؤنلریمیز یامان دور یول اوزاغ دور داغلار داشلار دومان دور

دئؤن گئری باخ گؤرنه آخرزامان دور ائل غمیندن باتموش قانا اؤرکیم

(پرواز ائیلار هشترخانا اؤرکیم)

گؤن اولایدی غم اؤرکدن کؤسه یدی محبت لر غم یولونی بوسایدی

یاز اولایدی بایرام یئلی اه سه یدی یتیم یالدان یئل اه سه یدی بو یانا

قشقایی نون یاتموش بختی اویانا

یتیم یالوم شادلوق گؤنی گئچمیش دور ترلان قوشی داغلارومنان اوچمیش دور

ائل لر منی یورددا قویوب گئچمیش دور آغ چشمه یی یادا سالوب آغلارام

غم گؤرمیش اؤرک لری داغلارام

آند ایچمیشم آغور ائلین باشوندا جان قوربان ایلایام داغ داشونا

باخان اولسا تاریخینه یاشونا بیزیم باشدان اوجالموش دور دارباشی

بیز اؤلمیشگ تا ساغ اولا یار باشی

گئچمیش گؤن دور بیلمم نه دن سینمیشک آیرولوغینگ شعله سیندن یانموشاگ

خلق ایغیلمیش بیز بیربیردن دؤن میشگ گلن گئدمیش گئدن گلمز باغلی یول

یارپاق کیمین بیزسیریلدیگ سیندی بئل

نه بایراما شادلوق ائده اوشاقلار نه گؤن لره گیلیمسه نه دوداغلار

نه امیده ایشیق سالا اجاقلار یاتان ائدمیش بایغوسنین قوجاقون

یتیم یالوم ایشیق گؤرمم اجاقون

گل صباجان قاصدلیگ ائد هر یانا یتیم یالدان تبریزه گئد سیلانا

پیغام آپار نخجوانا موغانا دی بیر یانون فارسدا ویلان قالموش دور

پوزقون اؤرک ائلکه ویران قالموش دور

گؤن باتوبان قوردلار قاشا چاتوبلار ایچردؤیماز دیشلر قانا باتوبلار

مخلوقی کی عقلی باشدان آتوبلار آی و گؤن دن آسمانی سویال لار

یئرینه بیر دانگ اولدوزی قویال لار

ال یویاسین کاس گؤرسه دن دیاردان دیرلیگ چاغی دانوشیل لار مزاردان

خه ره ک آغاجی سر آپارموش چناردان گلمیش ایلگر آی و گؤنه چاتموش دور

بو اورتادا منیم بختیم یاتموش دور

یتیم یالوم سن آنگلارای سؤزیمی اؤزبورماقوم چاخاردموش اؤز گؤزیمی

بیلمم نه دن لایلاموشام اؤزیمی کور بولاقلار جوشدی سرین چای اولدی

گئنگ دونیادان بیزه دارلوق پای اولدی

شعر عوض اله صفری کشکولی(کوجنده) دن دیر