چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸

ایلگر ilgar

سایت خبری فرهنگی اجتماعی ایلگر

بایگانی مربوط به دسته‌ی ’جهان اسلام‘

آشتی توسعه با فرهنگ

ارسال توسط admin در تاریخ ۱۶ - بهمن - ۱۳۸۸

خبرگزاری میراث فرهنگی ——— ـبرنامه چهارم توسعه بر خلاف برنامه دوم و سوم، به میراث فرهنگی و محیط زیست، به عنوان دو منبع تجدید نشدنی، توجه جدی و ویژه‌ای داشته است. آنچه در برنامه چهارم بدان پرداخته شده، یادآور ارتباط فرهنگ و میراث فرهنگی با هویت انسان و ارتقای سطح فکر و اندیشه اوست؛ نه توجه به اقتصاد و مسایل صرفا اقتصادی. از این رو نمی‌توان تنها به دنبال ساخت برج جهان‌نما بود، بدون آن که میدان نقش جهان و خاطره مردم از آن را در نظر گرفت.

به عنوان مثال هدف از احیای بناهای تاریخی و تغییر کاربری آنها، حفظ و دمیدن روح زندگی در آنهاست نه بهره‌وری اقتصادی. ما نمی‌توانیم آثار ابنیه تاریخی را به طرز زیبایی بزک کنیم و در اختیار بخش خصوصی بگذاریم تا به سفره خانه سنتی تبدیل کنند و…روشن است که تفاوت یک حمام تاریخی که به چایخانه تبدیل شده با نمونه مشابهش که در سال های اخیر ساخته شده نه در زیبایی، نه کاربری و نه جذب گردشگر است آنچه این دو را از هم جدا می کند،اصالتی است که کم کم به فراموشی سپرده می‌شود؛ مگر در یک حمام تاریخی، چند سال می توان چای به سبک ایرانی و غذای سنتی سرو کرد؟!

سیاوش صابری، کارشناس ارشد سازمان میراث فرهنگی، این گونه فکر می‌کند. او براین باور است که میراث فرهنگی نه تنها در ایران که در هر جامعه و سرزمین دیگری، مولد فرهنگ و اندیشه است نه اقتصاد. البته اگر بناها و محوطه‌های تاریخی که مظاهر فرهنگی ما را تشکیل می‌دهند بتوانند به اقتصاد هم کمک کنند، خوب است اما اگر درآمد لازم تولید نشد این گناه به گردن فرهنگ و مضامین فرهنگی نیست چراکه کارکرد آنها چیز دیگری است.

متاسفانه در سال‌های اخیر، همه چیز وارونه جلوه کرده و متولیان فرهنگی می‌کوشند تا بناها و آثار تاریخی، در درجه نخست درآمدزا باشند تا پرورش دهنده اندیشه و روان انسان‌ها. شاید به همین خاطر است که به فربه کردن صندوق حفظ و احیای بناها و اماکن تاریخی می پردازند، بدون آن که بخش مستلی را به حفاظت از میراث طبیعی اختصاص دهند یا به پاسداشت آداب و رسوم و آیین هایی توجه کنند که در حال فراموش شدن هستند.

یکی دیگر از مسایلی که در سال‌های به آن توجه شده، اتکای نظام فنی کشور بر تصمیماتی است که در مکان گرفته می‌شود و جنبه منطقه‌ای دارد و نه ملی، البته خوبی‌هایی در این گونه از برخورد نهفته است که از آن میان می‌توان به شناخت ظرفیت‌های هر محل اشاره کرد اما میراث فرهنگی، مقوله دیگری است. فرهنگ و مضامین فرهنگی با اندیشه انسان‌ها در ارتباط هستند و فکر و هویت آدم‌ها فرامنطقه‌ای و حتی فراملی است ما نمی‌توانیم به تخت جمشید یا گنبد سلطانیه‌ای با دید منطقه‌ای یا حتی ملی بنگریم چراکه این آثار به جامعه بشری تعلق دارند و به مرزهای سیاسی و جغرافیایی ایران محدود نمی‌شوند.

به عبارتی می‌توان گفت ما در کشور خود با دو مفهوم به ظاهر متفاوت روبه رو هستیم که در باطن یگانه‌اند و آن تنوع و یکپارچگی فرهنگی است و ما در عین حال که خواهان یکپارچگی و ارتباط میان اجزای فرهنگی هستیم، استقلال هریک را هم خواستاریم. نمی‌توان آن‌گونه که با تخت جمشید برخورد می‌کنیم با مسجد جامع اصفهان هم رفتار کنیم چراکه هر کدام در یک دوره تاریخی ساخته شده‌اند و در ساخت هریک از روش ها و مصالح متفاوتی استفاده شده است و این برخورد یکسان با آثار تاریخی، موجب از بین رفتن تنوع آنها می‌شود. برای مثال هرکدام از اجزای بدن در عین وابستگی، کار مشخص خود را انجام می‌دهند و متفاوت با یکدیگرند.

سطح‌بندی آثار تاریخی موجب می‌شود تا نوع رفتار خود را در برابر آنها تعیین کنیم اما هیچ ضامن اجرایی برای رعایت کردن این درجه بندی وجود ندارد و این برخورد یکسان با میراث فرهنگی، از یک سو موجب تهی شدن آثار تاریخی از محتوا و از سوی دیگر، وارد آمدن آسیبی جبران‌ناپذیر بر باور ذهنی ما نسبت به این گونه آثار می‌شود و چنین نکته ظریفی را با مقایسه مساجد تاریخی با آنچه امروز ساخته می‌شود، می‌توان دریافت. آیا آن حس و حالی که با مشاهده مسجد جامع یا شیخ لطف الله اصفهان به ما دست می‌دهد با آنچه امروز می‌بینیم، یکی است؟ نمی‌توان گفت، اندیشه ما نسبت به وحدانیت دگرگون شده و به مبانی فکری جامعه ما لطمه خورده است؟ آیا انسان امروز نباید به جست و جوی معنای از دست رفته برخیزد؟!

شناخت فرهنگ و میراث فرهنگی ضروری است
دل آرا قهرمان، مترجم در پاسخ به این که چگونه می‌توان توسعه و فرهنگ را با یکدیگر آشتی داد، می‌گوید: «هر دوی این کلمات باید به دقت و روشنی معنی شوند ما هنوز معنای فرهنگ را درنیافته‌ایم و نمی‌دانیم از چه چیز باید مراقبت و نگهداری کنیم؟!

مترجم آثار “پائولو کوئیلو” و “کارلوس کاستاندا” براین باور است که ما نتواسته‌ایم کودکان خود را با فرهنگ و میراث فرهنگی شان آشنا کنیم، گویی نه پدر و مادرها و نه متولیان فرهنگی، خود آن‌گونه که باید و شاید با این مقوله آشنا نبوده‌اند و مردمی که تاریخ خود را نشناسند و با گذشته خود آشنا و دوست نباشند نمی‌توانند به نمودهای مختلف فرهنگی‌شان احترام بگذارند.

قهرمان فکر می‌کند که باید تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم و ببینیم کدام برای ما از اهمیت بیشتری برخوردار است: «توسعه یا فرهنگ؟! گرچه در گشورهای اروپایی به خوبی این دو را با هم آشتی داده‌اند برای مثال اتوبوس‌ها، حق عبور از برخی خیابان‌های شهر رم را ندارند مبادا لرزش ایجاد شده به آثار تاریخی آسیب برساند، اما اینجا حاضر نیستند مسیر قطار شهری اصفهان را تغییر دهند تا به خیابان چهارباغ عباسی آسیبی‌ نرسد.»

سیروس آقاخانی، نقاش و تصویرساز به گفته کانت اشاره می‌کند و می گوید: «داشتن اندیشه آزاد، لازمه رسیدن انسان‌ها به توسعه است چراکه وقتی فکر انسان محدود نباشد، واقعی و طبیعی‌تر رفتار می‌کند نه محتاط و محافظه کارانه. به عبارتی تصمیمات ما براساس نیازمان نیست، نه آنچه باید باشد.»

تصویرگر کتاب «هر قاصدکی یک پیامبر است» با اشاره به ارتباط اقتصاد و فرهنگ بیان می‌کند: «وقتی تعداد گردشگران از یک بنا یا محوطه تاریخی ـ فرهنگی افزایش می‌یابد، آن مکان، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و باعث تقویت بنیه اقتصادی مردم آن منطقه می‌شود.

آقاخانی، فرهنگ را مقوله پیچیده‌ای می‌داند و بر این باور است که انسان‌ها در درجه اول به دنبال برآورده کردن نیازهای اقتصادی خود هستند و بعد به مسایل فرهنگی توجه می‌کنند. از سوی دیگر، فرهنگ ما جنبه اخلاقی، تشویقی و تنبیهی دارد و بیشتر به اخلاق می‌پردازد زیرا اخلاق و سنت درپی تثبیت امورند در صورتی که هنر اصیل، چیزی را توصیه نمی‌کند بلکه به آشکار کردن پدیده‌ها می‌پردازد.

ترکیه عنوان برترین مقصد توریستی منطقه مدیترانه را کسب کرد

ارسال توسط admin در تاریخ ۱۶ - بهمن - ۱۳۸۸

خبرگزاری میراث فرهنگی-میترااسدنیا-کشور ترکیه درسال ۲۰۰۹ به رغم همه مشکلات مالی ناشی از بحران اقتصاد جهانی برنده میدان توریسم در منطقه مدیترانه شد.

طبق بررسی های انجام شده از سوی یک موسسه تحقیقاتی وابسته به اتحادیه مسافرتی آلمان کشور ترکیه در کل منطقه مدیترانه بیشترین تحرک و رشد را طی سال گذشته داشته است.

طبق همین گزارش به رغم افزایش تمایل به انتخاب مقاصد گردشگری داخلی تعداد توریست هایی که از ترکیه بازدید کردند نسبت به سال گذشته یعنی ۲۰۰۸ افزایش داشته است.

این درحالی است که این روند رشد در روزهای نخست سال ۲۰۱۰ نیز همچنان ادامه داشته است.

به گفته یکی از مقامات و فعالان موسسه یاد شده ترکیه یکی از کشورهایی است که بیشترین میزان سود را در سال ۲۰۰۹ از صنعت گردشگری عاید خود کرده است. در این بررسی ها به ویژه منطقه آنتالیا مورد بررسی قرار گرفته ولی ترکیه سودشاری در کل منطقه اژه بدست آورده است.

طبق همین گزارش میزان فروش بلیت های مسافرتی در استانبول هم طبق برنامه تعیین شده بوده که در ماه نخست سال ۲۰۱۰ نیز به میزان ده درصد درمقایسه با سال ۲۰۰۹ رشد مضاعفی نشان داده است.

طبق بررسی های دیگری نیز که از سوی موسسه آمار ترکیه موسوم به ترک ست اعلام شده درآمد مالی ترکیه در ۴ ماه پایانی سال ۲۰۰۹ با کسب ۵ میلیارد دلار سود بیشتر به بیش از یازده درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است.
درآمد کل ترکیه از طریق توریسم در کل سال ۲۰۰۹ نیز بالغ بر ۲۱٫۲ میلیارد دلار بوده است.
این میزان در سال ۲۰۰۸ ۲۱٫۹ میلیارد و در سال ۲۰۰۷ ۱۸٫۵ میلیارد دلار بوده است.

حکم اعدام برای پنج مسلمان دیگر در چین

ارسال توسط admin در تاریخ ۷ - دی - ۱۳۸۸

در دادگاه شهر ارومچی مرکز منطقه سین کیانگ، ۲۲ نفر محاکمه شدند که برای پنج نفر مجازات مرگ و ۵ نفر دیگر مجازات مرگ با دو سال تعلیقی در نظر گرفته شده است.

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ

این افراد به دلیل مشارکت در ناآرامی های ماه جولای (تیرماه ۸۸) در “ایالت سین‏کیانگ چین” که با مداخله پلیس ۲۰۰ کشته و بیش از یک هزار و ۷۰۰ زخمی برجای گذاشت، مجرم شناخته شده اند. با این حساب آمار کسانی که تاکنون به همین دلیل اعدام شده و یا در انتظار اجرای حکم اعدام هستند به ۲۲ نفر می رسد.

دو روز پیش در دادگاه شهر ارومچی مرکز این منطقه، ۲۲ نفر محاکمه شدند که برای پنج نفر مجازات مرگ و ۵ نفر دیگر مجازات مرگ با دو سال تعلیقی در نظر گرفته شده است. حبس های تعلیقی در صورتی که زندانی رفتار خوبی داشته باشد به حبس ابد تغییر می کند.

همچنین هشت نفر دیگر از این افراد به حبس ابد و چهار نفر به ۱۰ سال زندان محکوم شده اند.

اعدام
«ما شینچون» سخنگوی دولت محلی ارومچی چین، ضمن تایید خبر محاکمه این افراد حاضر به ارائه جزییات بیشتر و افشای نام و قومیت متهمان نشد.

ناآرامی های ماه جولای در “سین کیانگ” منطقه خودمختار مسلمان‏نشین در شمال غرب چین بازتاب گسترده‏ای در محافل سیاسی و خبری جهان داشت. مسلمانان چین، دولت را به تبعیض بین قوم “اویغور” و “قوم هان” متهم می‏کنند و دولتمردان چین نیز سران ناآرامی را به مزدور غرب بودن متهم می‏نماید. «ربیعه قدیر» رهبر اویغورها در واشنگتن به سر می‏برد.

اعتراض آمریکا به اخراج پناهجویان اویغور از کامبوج

ارسال توسط admin در تاریخ ۲۹ - آذر - ۱۳۸۸

دولت آمریکا در مورد سرنوشت بیست پناهجوی اویغور شدیدا ابراز نگرانی کرده است.

مقامات کامبوج این پناهجویان را که به کامبوج رفته بودند به جبر سوار هواپیما کرده و به چین بازگردانده اند.

ابراز نگرانی دولت آمریکا که از طریق صدور بیانیه سفارت این کشور در پنوم پنه، پایتخت کامبوج صورت گرفته یک روز پس از اخراج پناهجویان اویغور از کامبوج است.

دولت آمریکا از چین خواسته تضمین دهد که با آنان منصفانه رفتار خواهد شد.

هنگامی که کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان، در حال بررسی وضعیت این عده از نظر شرایط پناهندگی بود، کامبوج که دارای روبط نزدیکی با چین است پناهجویان اویغور را به چین بازگرداند.

این نهاد کامبوج را به “نقض قوانین بین المللی” متهم کرده است.

کامبوج تنها کشوری در جنوب شرق آسیاست که کنوانسیون های سازمان ملل متحد در مورد پناهندگان را امضا کرده است.

مقامات کامبوج پناهجویان اویغور را “مهاجران غیرقانونی” توصیف کرده اند.

آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد می گوید در تلاش برای جلوگیری از اخراج اویغورها مقامات خود را به فرودگاه پنوم پنه فرستاده بود ولی هواپیمای حامل پناهجویان از یک فرودگاه نظامی پرواز کرده بود.

تصمیم بازگرداندن اویغورها به چین در آستانه ورود جی جینپینگ، معاون رئیس جمهوری چین به کامبوج صورت گرفت.

قرار است وی در جریان سفرش به کامبوج چند موافقت نامه کمک و بازرگانی با مقامات این کشور امضا کند.

طرفداران اویغورها ابراز نگرانی می کنند که ممکن است اویغورهایی که بازگردانده شده اند، در چین مورد آزار و ایذا قرار گیرند.

چین تا کنون چند اویغور را به جرم دست داشتن در شورش های قومی ماه ژوئن گذشته، اعدام کرده است.uighurwomen_xinjiang226gett

جمهوری آذربایجان قدرتی در حال ظهور در قفقاز

ارسال توسط admin در تاریخ ۲۹ - آذر - ۱۳۸۸

بهرام امیراحمدیان————————————

جمهوری آذربایجان با مساحتی برابر ۶/۸۶ هزار کیلومتر مربع در شرق قفقاز واقع شده و نوار مرزی آن در ساحل غربی دریای خزر ۴۵۶ کیلومتر است. بندر باکو بزرگترین شهر ساحلی دریای خزر با دو میلیون نفر جمعیت یکی از بزرگترین و قدیمی ترین شهرهای منطقه است. جمهوری آذربایجان هم از نظر موقعیت ژئوپلیتیکی و هم مکان جغرافیایی از اهمیت خاصی در منطقه قفقاز و دریای خزر برخوردار است که این موقعیت یگانه و تغییرناپذیر است.

میراث فرهنگی و معماری ملی و اسلامی جمهوری آذربایجان مهمترین عامل ثبات ملت جمهوری آذربایجان است. آذربایجان دومین کشور شیعه جهان است که با برخورداری از باور آذریها به اینکه خودشان ملت بزرگی هستند که سابقه دولتمداری در منطقه را دارا هستند، به آنان نوعی اعتماد به نفس داده است. میراثهای گرانبهای معماری و آداب و رسوم مردم آن در کنار تنوع فرهنگی و انواع غذاها، پوشاک و صنایع دستی متنوع و چشم اندازهای جغرافیایی متنوع این کشور را به موزه مردم شناسی تبدیل کرده است که همه ساله هزاران گردشگر خارجی را بخود جلب می کند که موجب شکوفایی اقتصادی می شود.

جمهوری آذربایجان پرجمعیت‌ترین کشور در میان جمهوری‌های قفقاز است. در سال ۲۰۰۸ جمعیت جمهوری آذربایجان به ۷/۸ میلیون نفر رسید که حدود ۵۲ درصد آنها در شهرها زندگی می‌کنند. در آذربایجان ۲۴ درصد و در ارمنستان ۲۲ درصد جعیت کمتر از ۱۵ سال دارند. آذربایجان جمعیتی با ساختار جوانان دارد که به نیروی کار آموزش دیده تبدیل و در آینده آذربایجان نقش ارزنده ای ایفا خواهند کرد.

پیش بینی می شود جمعیت آذربایجان در سال ۲۰۲۵ به ۷/۹ میلیون و در ۲۰۵۰ به ۶/۱۱ میلیون نفر برسد. در مقابل جمعیت ارمنستان در حال حاضر ۳ میلیون نفر است که در سال ۲۰۲۵ به به ۴/۳ و در سال ۲۰۵۰ در همان حد باقی خواهد ماند و رشدی نخواهد داشت. امید به زندگی در بدو تولد در آذربایجان برای مردان ۷۰ و برای زنان ۷۵ سال است. اکنون جمعیت آذربایجان به تنهایی بیش از جمعیت دو جمهوری دیگر قفقاز (ارمنستان و گرجستان)است.

در سال ۲۰۰۷ در آذربایجان از تعداد کل شاغلان در بخش اقتصادی ۷۰ درصد در بخش خصوصی فعال هستند. تعداد بیکاران ۲۸۱ هزار نفر (۵/۶% فعال از نظر اقتصادی) بوده است که تنها ۵۱ هزار نفر آنها ثبت شده اند.

جمهوری آذربایجان قدرتمندترین دولت منطقه قفقاز را داراست و قوی ترین ارتش منطقه را در اختیار دارد. این کشور با کمکهای غرب، پیشرفته ترین ارتش منطقه را در اختیار دارد.

ذخایر اثبات شده نفت خام آذربایجان در پایان سال ۲۰۰۸ برابر ۷ میلیارد بشکه بوده است که حدود یک درصد ذخایر اثبات شده جهان را تشکیل می دهد. این کشور روزانه ۹۱۴ هزار بشکه نفت تولید می کند که با صرفه جویی در مصرف در سال ۲۰۰۸ با ۲۶ درصد کاهش مصرف، مصرف روزانه خود را به ۷۱ هزار بشکه در ۲۰۰۸ رسانده است. ذخایر اثبات شده گاز آذربایجان در همین سال ۲/۱ تریلیون متر مکعب و تولید سالانه ۷/۱۴ میلیارد متر مکعب بوده است که در نتیجه این کشور به جرگه صادر کنندگان گاز منطقه تبدیل شده است

جمهوری آذربایجان که جمعیت آن از ۷/۷ میلیون نفر در سال ۱۹۹۵ به ۷/۸ میلیون نفر در سال ۲۰۰۸ رسیده است(با رشد سالانه حدود ۱/۱% در سال)، توانسته است طی این مدت تولید ناخالص داخلی خود را از ۴/۲ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۴ به ۳/۴۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ برساند. در عین حال درآمد سرانه از ۳۱۹ دلار در سال ۱۹۹۵ به ۵۳۲۱ دلار در سال ۲۰۰۸ رسیده است(حدود هفده برابر افزایش).

دولت آذربایجان۷/۲۲% از تولید ناخالص داخلی کشور را مصرف می کند و کسری بودجه آن سالانه کمتر از ۱% بوده است. در سال ۲۰۰۷ در بخش صنعت ۴/۸۸%، در ساختمان ۹/۷۱%، در کشاورزی ۸/۹۹%، در تجارت ۲/۹۹% و در حمل و نقل ۴/۷۱% توسط بخش خصوصی تولید می شود. این شاخصها نشان دهنده موفقیت برنامه های خصوصی سازی اقتصادی بوده است. از سال ۲۰۰۳ تا کنون نرخ برابری منات در برابر دلار تقویت شده و پول ملی از قدرت با ثباتی برخوردار است.

در سال ۲۰۰۷ در آذربایجان حدود ۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری مستقیم صورت گرفته که در منطقه بی سابقه بوده است.

در سال ۲۰۰۶ حجم تجارت خارجی آذربایجان برابر ۷/۱۱ میلیارد دلار بوده است( واردات ۵۲۶۶ میلیون دلار و صادرات ۶۳۷۲ میلیون دلار). در همین دوره رقم مربوط به ارمنستان ۷/۲ میلیارد دلار بوده است. در سال ۲۰۰۷ حجم تجارت خارجی ۸/۱۱ میلیارد دلار بود که شامل ۱/۶ میلیارد دلار صادرات و ۷/۵ میلیارد دلار واردات بوده است.

البته ناگفته پیداست که سهم نفت در تجارت خارجی بسیار زیاد است و بدون دسترسی به درآمدهای نفتی این میزان تجارت خارجی ممکن نمی شد، چیزی که ارمنستان از آن محروم است. تجارت خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دوره ۱۱۷ میلیارد دلار بوده است. به سخنی دیگر می توان گفت که چون جمهوری آذربایجان جمعیتی برابر یک دهم ایران دارد، تجارت خارجی آن هم به اندازه یک دهم ایران است و هر دو کشور شیعه و صادر کننده نفت با شاخصهایی برابر در حال توسعه هستند.

به این ترتیب جمهوری آذربایجان به قدرتی تاثیر گذار در منطقه خود تبدیل شده است. بهره برداری از چاههای نفتی که در سال ۱۹۹۵ به نام پروژه بزرگ قرن نام گرفت، با افتتاح خط لوله باکو- تفلیس- جیهان، و خط لوله انتقال گاز باکو – تفلیس ارزروم، درآمدهای سرشاری را نصیب دولت آذربایجان کرده و رشد تولید ناخالص دو رقمی آن در سالهای اخیر ناظران را متحیر کرده است. ایجاد آرامش در سایه ساختار قدرتمند دولت مرکزی و تقویت موقعیت حزب یئنی آذربایجان(حزب هوادار دولت) است که زمام امور کشور را در اختیار دارند. حدود ۲۳ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور سرمایه گذاری صورت می گیرد. چند سال متوالی است که آذربایجان رشد بی نظیر سالانه دو رقمی را تجربه می کند و در سال ۲۰۰۸ رشد آن نسبت به سال قبل ۸/۱۰ درصد بوده است. از موفقیتهای مهم جمهوری آذربایجان کاهش رشد جمعیت و تنظیم خانواده است که اکنون به ۱/۱درصد رسیده است. از اینرو می توان گفت که سهم تولید ناخالص سرانه سال بسال افزایش خواهد یافت.

در شهر باکو گفته می شود که بیش از ۴۰۰ برج اداری و مسکونی سربرافراشته یا در حال ساخت هستند. چهره پایتخت کشور نسبت به سالهای آغازین دهه ۱۹۹۰ کاملا دگرگون شده است. امروزه شهر باکو به مرکز سرمایه گذاری شرکتهای خارجی و دولتهای متعدد غربی تبدیل شده است. زمانی آذربایجان بشدت نیازمند کمکهای ایران بود و خود را وابسته به ایران می دید اما اکنون اوضاع دگرگون شده است. سرمایه گذاری در صنعت نفت و انرژی چهره کشور و ساختار اقتصادی، اجتماعی و در نهایت سیاسی آن را دگرگون کرده است. به همین سبب آذربایجان قصد آن دارد که با تکیه بر متحدان منطقه ای و فرامنطقه ای و ساختارهای قدرتمندی که از در آمدهای نفتی بدست آورده است، به ایفای نقش بپردازد. در این راستا و در شرایط کنونی آذربایجان تا کسب قدرت قابل قبول و آمادگی کافی، قصد رویارویی نظامی با ارامنه قره باغ را ندارد که از سال ۱۹۹۴ حدود ۲۰ درصد خاک آن را تجزیه و اعلام استقلال کرده اند. بودجه نظامی آذربایجان سال بسال در حال افزایش است.

نیروهای نظامی آن با استانداردهای اروپایی نوسازی و آموزش دیده می شوند. آن طور که گفته می شود شاید آذربایجان زودتر از گرجستان و ارمنستان به ناتو بپیوندد. از اینرو باکو به مرکزی برای رفت و آمد و بازدیدهای سران جهان و مقامات بلند پایه جهانی تبدیل شده است. کنفرانس های بین المللی، دیدار های رسمی، برگزاری جشنواره ها و کنگره های جهانی، و دیگر اقدامات دولت جمهوری آذربایجان در راستای ایفای نقش بیشتر در منطقه و جهان، نشان از اراده باکو برای بین المللی شدن دارد. انتخاب باکو به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۰۹ از سوی آیسیسکو و یونسکو، نشان از پتانسیلهای آذربایجان در مناسبتهای مهم جهانی دارد. در عرصه سیاست های داخلی هم آذربایجان گامهای مهمی برداشته است و توانسته است با تکیه بر درآمدهای نفتی زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و آموزشی خود را دگرگون و در راههای توسعه گام بردارد.

اکنون جمهوری آذربایجان آن کشور کوچک و فقیر جنگ زده نیمه نخست دهه ۱۹۹۰ نیست و با همان ادبیات آن دوره نمی توان با آن گفت و گو کرد.

اکنون جمهوری آذربایجان نه تنها تهدیدی احساس نمی کند، بلکه می خواهد با تکیه به قدرت اقتصادی و پشتوانه شرکتهایی که در آنجا سرمایه گذاری کرده اند، سیاست خارجی مستقلی را در پیش بگیرد. طبیعی است که رئیس جمهور آذربایجان آقای الهام علی یف تجربه دولتمداری را هم در خانواده و از پدر و هم در دانشگاههای مسکو فراگرفته و عملکرد چشمگیری در دوره اول ریاست جمهوری داشته است. اقدامات عمرانی و رفاهی دولت آذربایجان که در سایه درایت های رئیس جمهوری و در کنار افزایش قیمت نفت در سالهای اخیر بدست آمده است آذربایجان را به کشوری پیشرو تبدیل کرده است. ساخت و ساز زیربناها و خدمات عمومی که مردم از آن بهره می گیرند، سبب افزایش قدرت دولت و حکومت شده است. تعداد دیگری از کشورهای نفت خیز در منطقه وجود دارند که نه تنها از افزایش درآمدهای نفت برای رفاه مردم بهره نبردند، بلکه درآمدهای سرشار نفت به ایجاد بحران های سیاسی و اقتصادی کشورشان نیز دامن زد. از اینرو مقایسه آذربایجان با سایر کشورهای مشابه نشان می دهد که در جمهوری آذربایجان عزم عمومی برای توسعه وجود دارد و مردم به این باور رسیده اند که می توانند برنامه های توسعه ای خود را دنبال کنند.

کمتر کشوری را در محیط بین الملل می توان یافت که با وجود بحران تمامیت ارضی بتواند بسوی توسعه زیربناها گام بردارد. اکنون آذربایجان به درجه ای از قدرت در تمام زمینه ها(ثروت، صنعت، آموزش، علم و فرهنگ، نیروهای مسلح) رسیده است که می تواند با بسیج جوانان خود جبهه قره باغ را براحتی فتح کرده و حاکمیت خود در این منطقه به اعاده کند، اما دولتمردان آذربایجان بخوبی بر این امر واقفند که صلح بد بهتر از جنگ خوب است. جنگ برنده ای ندارد و حتی طرف پیروز هم شکست خورده است. اکنون جهان جهان گفت و گو و مفاهمه است. جنگ به انسانهای عقب افتاده تعلق دارد. جامعه آذربایجان و ارمنستان از جوامع پیشرفته و مدنی هستند. در سیاست خارجی آذربایجان اعاده حاکمیت بر قره باغ از راه مذاکره و زبان دیپلماسی مطرح است و در این راه آذربایجان موفقیت های بسیاری در عرصه بین الملل کسب کرده است. زمانی نخواهد کشید که آذربایجان در اثر توسعه به کشوری مهم تبدیل خواهد شد و در آن زمان ساکنان ارمنی قره باغ خودشان با میل و رغبت به آغوش آذربایجان بازخواهند گشت.

زیرا یک واحد سیاسی خودمختار و توسعه یافته و مرفه در ترکیب جمهوری آذربایجان (جمهوری خودمختار قره باغ کوهستانی)، بسیار جذاب تر از یک واحد سیاسی مستقل ضعیف و قفیر است(جمهوری خودخوانده ناگورنو قره باغ). سازمان های مردم نهاد(NGO)، هنرمندان، نویسندگان، شعرا، موسیقیدانان، خوانندگان مردمی و ملی، اساتید دانشگاهها، نمایندگان پارلمان و شخصیتهای مستقل علمی و فرهنگی هر دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان پتانسیلهای آن را دارند که قفقاز را به بستر همکاریهای علمی، فرهنگی، هنری، صنعتی و گردشگری تبدیل و منطقه ای بدور از تنشهای قومی و کج فهمی تبدیل کنند. آن روز دیر نیست. باب گفت و گو همیشه باز است. روشنایی پشت در است، در را بگشایید.

تخریب بافت قدیمی مسلمان نشین کاشغر

ارسال توسط admin در تاریخ ۲۰ - آذر - ۱۳۸۸

بافت قدیمی شهر کاشغر مرکز ایالت مسلمان نشین سین کیانک با هدف تغییر هویت بومی واسلامی و با تظاهر به نو سازی بافت قدیمی شهر انجام می گیرد
در طی چند سال گذشته بیشتر بافت قدیمی شهر تخریب شده که باعث بی خانمانی ۱۳۰۰۰ خانواده اویغور شده است
kashgar_11