این اتاق روانکاوی «زیگموند فروید» و تخت معروف او است که همچنان به همان صورت نگهداری می شود
و هرآنچه می بینید دستباف های عشایری ایران است:
آن که روی دیوار است قفقازی، روی کاناپه فرش قشقایی و روی زمین فرش هریس است
همشهریآنلاین: کنسرت گروه موسیقی قشقایی «حاوا» به سرپرستی پروین بهمنی ساعت ۲۰ روز ۱۲ اسفند در تالار وحدت برگزار خواهد شد. به گزارش همشهریآنلاین این گروه در دو بخش با خوانندگی ابراهیم کهندل قطعاتی را برای علاقهمندان به موسیقی اجرا خواهند کرد. بر اساس این گزارش در قسمت اول این کنسرت قطعاتی با عناوین یورغاهلی، تکنوازی سه تار، سلام، آواز بیستون، عاشق گلدی، آواز گرایلی، سفر دوشدو گرجستانا، تکنوازی نقاره، نم چه و در قسمت دوم آواز وطن گل بله، بوز داغ، بازرگان، آواز معصوم، ایلچی بیلر، اوچ درنالار، لای لای آفتاب، هانیه هلی، عروسی صنم و مارالا باخ اجرا می شود. در این کنسرت، پروین بهمنی(سرپرست و همخوان)، ابراهیم کهندل پور(خواننده)، شهرام صارمی(کمانچه و همخوان)، شعله ممتحن(بم تار و همخوان)، آرش عزیزی (تار و همخوان)، دامون شش بلوکی(نقاره و همخوان)، حسن جعفرتبار (نی)، آزیتا شش بلوکی(همخوان) و پیران درخشان(سه تار و همخوان) همکاری دارند. علاقهمندان برای تهیه بلیت میتوانند به خانه موسیقی و گیشه تالار وحدت مراجعه کنند. 
گزارش روابط عمومی دانشگاه پیام نور مرکز کازرون ، به همت انجمن ایل قشقایی این مرکز به مناسبت دهه ی کرامت جشنواره موسیقی اصیل و سنتی ایل قشقایی باحضور غلامرضا دهقان ناصر آبادی ، نماینده مردم شهرستان کازرون در مجلس شورای اسلامی و کاووس رئیسی ، فرماندار شهرستان کازرون و دیگر مسئولین و علاقه مندان این موسیقی در تالار مردانی برگزار شد.
غلامرضا دهقان ناصر آبادی ، نماینده مردم شهرستان کازرون در مجلس شورای اسلامی در این مراسم ضمن تبریک به مناسبت دهه ی کرامت به به مقام معظم رهبری و خانواده شهدا وهمچنین خانواده بزرگ ایل قشقایی ،اظهار داشت : ما در مهر ماه ، شروع سال تحصیلی قرار گرفتیم . این ماه برای ما یاد آور خاطره ها، رشادت ها و از خود گذشتگی ها بزرگ مردی از تبار ایل قشقایی ،مرحوم محمد بهمن بیگی است و لذا یاد و خاطر استاد بزرگ و برجسته و حقوق دان ایل قشقایی را گرامی می داریم .
وی افزود: مرحوم محمد بهمن بیگی به عنوان چهره ی علمی و جهانی منحصر به ایل بزرگ قشقایی نیست بلکه تعلق به جامعه جهانی دارد.
وی خاطر نشان کرد : سابقه تاریخی ، مهاجرتی ، ایلاتی و اجتماعی ایل قشقایی در طول تاریخ زبان زد خاص وعام بوده است . در دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس در دفاع از مرز و بوم ایران اسلامی منشا خیر ورشادت ها بوده است و تقدیم هزاران شهید موید این رشادت ها است.
دهقان ناصر آبادی ویژگی های موسیقی ایل قشقایی را برشمرد و افزود: موسیقی عشایری وج تمایززیادی با دیگر موسیقی های جهان دارد و از لعب ولهب به دور است .هر جا سخن از موسیقی دان و هنرمندان می شود آن چه به ذهن می رسد لعب و لهب است اما موسیقی عشایری عشق پاک به معبود است.
پیکر محمد بهمن بیگی بنیانگذار آموزش عشایر ایران روز پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ در ساعت هشت و سی ازمیدان معلم شیراز با طی کیلو متر ها مسیر سرانجام در ساعت یازده و سی در نزدیکی قبرستان کشن در خاک آرمید
هزاران نفر از عشایر سراسر کشور و دانش آموختگان مدارس عشایر سراسر کشور از مناطق و نواحی و ایلات کشور امده بودند تا پیکر آموزشگر عشایری وداع کنند عشایر فارس اعم از قشقایی و محسنی و بویراحمدی و عرب و باصری و عشایر مناطق کشور اعم از آذربایجان شرقی و غربی , کردستان , منطقه دشت مغان , ترکمن صحرا , چهار محال و بختیاری ,خوزستان و کردستان برای تشیع جنازه بهمن بیگی گرد هم آمده بودند تنوع قومی و زبانی و ایلی در نقطه نقطه ی سیل عظیم جمعیت معلوم و هویدا بود . تعداد جمعیت حاضر در تشییع جنازه از نیم میلیون تا هفتصد هزار نفر تخمین زده شد در مراسم بسیاری از بزرگان عشایری کشور و خانواده ایشان از جمله خانم کیانی همسر ایشان , خجسته و اله وردی فرزندان ایشان سخنرانی و از جمعیت انبوه حاضر در مراسم تشکر کردند
نماز جماعت بر پیکر آقای بهمن بیگی توسط حضرت آیت اله ملک حسینی نماینده ولی فقیه در استان کهکیلویه و بویر احمد خوانده شد پیام شخصیت های کشور و استانی و همچنین عشایر مناطق مختلف از جمله حواشی این مراسم بود . در کنار مراسم موسیقی عزای ایلیاتی و قشقایی نیز توسط هنرمندان ایل اجرا شد
تشییع محمد بهمن بیگی
[صدرا نوید]
چراغ نمایشگاه را روشن کرد. دهها گلیم با طرح ایل قشقایی زیر نور درخشیدند و به او سلامی دوباره گفتند.
دستش را روی گبهها لغزاند. زبری قالی و گبه به دستان مرد بوسه زد و خاطرات روزهای کودکی را برایش تداعی کرد. خاطرات روزهایی از جنس دشتهای سرسبز، از جنس دامنه کوههای بلند زاگرس.
روزگارانی که در دشتهای سرسبز ییلاقی، کودکانه دنبال بزغالهها میدوید و شادیاش را میان کوهها فریاد میکرد و انعکاس صدایش دوباره به گوش دشت برمیگشت، دشتی که سالهاست به کار، تلاش و گامهای ایل عادت دارد.
مردان مبارز ایل که تاریخ، حماسه
آفرین و مقاومت آنها را در برابر ارتش انگلیس به ثبت رسانیده و در قلب خود همیشه آنان را به یاد دارد.
هرکدام از این برادران جنگجو بعدها یک «بونکو» – خاندانی کوچکتر از تیره – تشکیل دادند و از میان بونکو «داوودلو» پسری به نام «فرزاد ایوب منش» به دنیا آمد، پسری که امروز پس از ۴۱ سال زندگی در فرهنگ ایل قشقایی خود را مسئول حفظ ارزشها و آثار گرانبهای ایلش میداند، پسری که خاطرات کودکیاش را در طرحهای گلیم، قالی و گبه دیده و انقراض نسل این هنر ایرانی را باور ندارد چون نمیتواند تلاشها و زحمات زنان ایل، برای تهیه پشم و بافت گلیمها و قالیها را از یاد ببرد.
روزهایی که مادرش با تلاش فراوان دوشادوش پدر گوسفندان را به چرا برده، شیرشان را دوشیده، ماست و پنیر زده، پشم گوسفندان را کوتاه کرده و از آن نخ میریسید.
جوانمرد ایل خوب به یاد دارد مادرش با چه زحمت بیشماری نخها را ریسیده، پشمها را با گیاه روناس قرمز، «رویاق» زرد و پوست گردو به رنگ زرد تیره درمیآورد. سپس ترکیبی از رنگهای رنگینکمانی را به دار قالی هدیه داده و جانی دوباره به خاطراتش میداد.
گلیمبافی، قالیبافی و گبهبافی سرمایه زنان ایل بود. آنها با بافت قالیها برای زندگی خود درآمدی کسب میکردند تا بتوانند با آن زندگی ۳۰ هزار نفریشان را نجات دهند.
خاطرات یکجا از میان ذهن این جوانمرد ایل گذر کرد چه از آن روزهایی که ایل برای یافتن چراگاههای مناسب چارهای جز کوچ و ییلاق و قشلاق نداشت و چه از آن روزهایی که به دلیل سختی راه و مشکلات فراوان کوچ برخی زنان باردار در گوشه بیابان پس از
وضع حمل جان میباختند و یا خواهر سهسالهاش که هنگام کوچ گرفتار بیماری سخت شد و مادر چارهای جز سپردن او به دست سرد خاک بیابان نداشت و میبایست ادامه میداد به قشلاق در میان مناطق ده رود سفلی، ده رود اولیا با پنج فرزند دیگر و به امید فردایی پربرکتتر.
در قشلاق مادر با کمک فرزندان و پدر، هنگام اولین بارش پائیزی گندم میکاشت و برای یکسال ایل آرد تهیه میکرد.
در فصل بهار دوباره کولهبار خود را جمع کرده و به ییلاق میرفتند. در ییلاق مادر کارهای فراوانی داشت نان پختن، شیردوشیدن، تهیه ماست، پنیر، دوغ و کشک، بردن گوسفندان به چرا و بافت قالی همه به عهده مادر بود.
«مادر» در میان دشتهای ییلاقی چهاردونگه، آباده، سمیرم یا اقلید مفهوم واقعیتر و والاتری داشت. رنگ آبی نقش بسته به گلیم دوباره جوانمرد ایل را به یاد چشمههای خروشان ییلاق انداخت، چشمههایی که ۹ سال کودکی در کنارشان سپری شد و بعد اسکان… اسکان عشایر موضوع داغی بود که آن روزها زمزمه میشد. مسئولان برای رفاه حال عشایر و ساماندهی آنان ۱۵ هکتار زمین کشاورزی به آنان داده و به ازای هر ۱۰ هکتار یک تلمبه آبی و وام نیز در اختیار آنان قرار داد و این گونه هر طایفه در جای مخصوصی اسکان داده شدند.
در پوست زردرنگ شهر به ظاهر قصه بیغصهای بود اما در اعماق آن غصههایی یافت میشد که در پوست سبز ایل هرگز وجود نداشت، «غصه فردا را چه کنم»، «فردا را چه کنم»، آهنگ زمینهای شهر بود. شهر خالی از هنر دست زنان ایل بود، خالی از قالیچههایی از نماد طبیعت، خالی از شور و حال درس خواندن در دل کوه. پسر ایل روزگار کودکی خود را در مدارس شهر سپری کرد و دیپلم خود را گرفت. او همیشه خلأ ارمغان طبیعت در زندگی شهریها را حس میکرد و بعد از اتمام درس، تمام تلاش خود را کرد تا هنر ارزنده ایلش به شهر نیز جانی تازه دهد.
پس از سالهای ۶۸ تا ۷۵ وقتی دستگاههای دولتی به صادرات گلیم، قالی و گبه بهای فراوان داد و آن را به عنوان صادرات غیرنفتی بسیار ارزشمند برشمرد کار مرد جوان رونق فراوانی یافت و زنان ایل دوباره در خانههایشان دار قالی را به پا کردند و نقش طبیعت را به تن گلیم زدند و بعد نه تنها خانههای ایرانی بلکه، خانههای مشتاقان هنر ایرانی در خارج از کشور نیز سرشار از صدای طبیعت و چشمههای ایل شد.مرد جوان با تدارک کارگاه از تمام افراد «بونکو» خواست تا در این طرح مشارکت کنند و هنر گلیمبافی را احیا کنند. محصولات
۱۲۰ بافنده با واسطه به تجار تهرانی و شیرازی فروخته میشد و سپس با صدور آن به کشور آلمان به سراسر جهان میرسید.
شاید نوعروسی در شهر یا کشوری دیگر از این گلیم در خانهاش استفاده میکرد درست مثل نوعروسهای ایل که در جهیزیه خود حتماً میبایست با هنر دست خود چند تکه گلیم و گبه میبافتند و برای روز عروسی آماده میشدند، روزی که عروس را سوار بر اسب تزئین شده با پشمهای رنگی میکردند به سمت چادر خانواده داماد میبردند و میهمانان یکی یکی فرا میرسیدند.
صاحب مراسم با دیدن میهمانان از دور به نشانه احترام تیراندازی کرده و آنها نیز به نشان احترام به صاحب جشن چند تیرهوایی شلیک میکردند و بعد با اجرای مراسم اسبدوانی در دشتهای سرسبز ییلاقی مراسم با ساز و نقاره ادامه پیدا کرده و برای ناهار آماده میشدند. آنان پربرکتترین محصول قومشان را برای میهمانان غذا میپختند.
همه فامیل در عروسی شرکت میکردند و هرکدام با هدیه دادن یک بره یا چند گوسفند به عروس، شادباش به او میگفتند.
درست پنج روز پس از عروسی، عروس به چادر خانواده داماد رفته و مادرشوهر یا خواهرشوهرهایش دست او را گرفته و به نشانه خیر و برکت و پاقدم عروس در زندگیشان دست او را در کیسه برنج، ظرف روغن یا سطل آرد میکنند و برای خوشبختی عروس و داماد دعا میکنند.
با اسکان یافتن عشایر بسیاری از آداب و رسوم کهن کمرنگ شد بطوری که کمتر عروسی گلیم و گبه بافته و به خانه بخت میبرد بلکه او نیز مانند شهرنشینان از فرشهای ماشینی و خارجی استقبال بیشتری میکند.و بدین ترتیب هنر اوج گرفته ایرانی
رو به زوال گذاشت. پس از آن سالهای اوج صادرات گلیم، گبه و قالی، دلالان و افراد غیرحرفهای در امر تولید و تجارت وارد بازار کار شدند و قالی به دلیل پائین آمدن کیفیت محصولات رو به زوال گذاشت.
افراد غیرحرفهای برای تهیه گلیم از مواد خالص و طبیعی استفاده نکردند و رنگهای شیمیایی کیفیت کار آنان را پائین آورده بود.
و بدین ترتیب صادرات این هنر ارزنده
روبه زوال گذاشت تا جایی که بسیاری از کشورهای همسایه در حال حاضر در تولید و صادرات این هنر ملی ایرانی گوی سبقت را ربودهاند و این یعنی گامی به سوی انقراض، انقراض نسلی از هنر ایرانی، هنری که هنوز طرفدارانی دارد و نباید نادیده گرفته شود و حال «فرزاد ایوبی منش» این فرزند غیور ایل قشقایی تمام توان خود را به کار گرفته تا این هنر دوباره جایگاه اصلی اش را در میان ایرانیان بازیابد. او با تأسیس نمایشگاههای قالی و گلیم در سراسر کشور هنوز هنر ایرانی را پاس میدارد و به یاد ارزشها دوباره پوست قالی را لمس میکند
شعر ترکی زیر را فردی به نام ملا نوروز قلی از تیره آهنگر طایفه دره شورلی(دره شوری) ایل قشقایی که بیش از یکصد سال پیش می زیسته در وصف حکیم جهانگیرخان دره شوری قشقایی نوشته است. این اشعار در زمانی سروده شده اند که حکیم جهانگیرخان در قید حیات بوده است.
حکیم جهانگیرخان قشقایی (وفات۱۲۸۹ه-ش-در ۸۵ سالگی) از علمای بزرگ زمان خود بوده اند. از سرشناس ترین شاگردان ایشام میتوان به آیت الله بروجردی و شهید مدرس اشاره کرد.
گؤردوم جهانگیرخانی
گل ای گؤنگول دردینگی اظهار ایله، گل ——— طبیبین، لقمان دور، بیزیم جهانگیر
گیزلملی دردینگی تکرار ایله گل ——— دردینگه درمان دور، بیزیم جهانگیر
کاخ-ی صداقتین روشن چراغی ——— جمع-ی طریقتین او، تردماغی
راه-ی حقیقتین قطب و رواقی ———- حافظ قرآن دور، بیزیم جهانگیر
تخت-ی شریعتین حکمرانی، او ——— بخت-ی طریقتین جسمی و جانی ،او
باغ-ی بلاغتین نواخوانی، او ————– ناطق-ی برهان دور، بیزیم جهانگیر
اهل-ی علمانین ،صاحب کمالی ———- اهل-ی معرفتین، زیب و جمالی
باغ-ی شریعتین ، نوچه نهالی ———— سرو-ی خرامان دور، بیزیم جهانگیر
قشقائی ائلینین، روحی روانی ———– ترکستان دیلینین، تیغ-ی زبانی
اصفهان شهرینین، عزیز مهمانی ———- صاحب دیوان دور بیزیم جهانگیر
دره شورلی بگ لرینین، خانی دور ———– سرجوقه لر،سرهنگ لرین، جانی دور
عیوضی نین باشی، دودمانی دور ——— دارای دوران دور، بیزیم جهانگیر
آدی خان، اؤزو خان، صاحب-ی شوکت——– منبع-ی ایمان دور، کان-ی مروت
نوروز قلی دئیر: گنج-ی کرامت،———— منبع-ی احسان دور ،بیزیم جهانگیر
بیش از هشتاد درصد جمعیت عشایری استان اصفهان در سمیرم مستقر می باشد و دو سوم اعتبارات تخصیصی به مدیریت امور عشایر استان در مناطق عشایری این شهرستان هزینه می شود.
معاون مدیریت امور عشایر اصفهان با بیان این مطلب افزود: بر اساس برنامه های دوم و چهارم توسعه این مدیریت موظف است ۵۰ درصد از عشایر استان را در قالب طرح اسکان عشایر ساماندهی کند که به دلیل ناکافی بودن اعتبارات این امر تا کنون محقق نشده است. وی افزود: تا کنون بیش از ده میلیارد و ۳۰۰ میلیون ریال از محل اعتبارات خشکسالی در مناطق عشایری سمیرم هزینه شده است.
اصغر مرادی همچنین اظهار داشت: در حال حاضر ۳۵۰۰ پروانه چرای دام برای دویست و هشت هزار رأس دام مجاز در شهرستان سمیرم صادر شده است و بیش از ۱۸۰۰ خانوار عشایری این منطقه فاقد پروانه مجاز چرای دام می باشند.
گفتنی است نزدیک به پنجاه هزار خانوار عشایری در مناطق ییلاقی سمیرم زندگی کوچندگی دارند
پنجمین جلسه شورای عشایری استان اصفهان به ریاست استاندار اصفهان و با حضور مدیران و رؤسای دستگاههای ذیربط و فرمانداران شهرستانهای عشایری در پنجم مرداد ماه در محل استانداری برگزاری شد.
به گزارش روابط عمومی امور عشایر اصفهان، استاندار اصفهان در این جلسه اظهارداشت: این جلسه قرار بود در یکی از مناطق عشایری و با حضور عشایر تشکیل شود که متأسفانه به دلیل مأموریت های پیش بینی نشده این امکان فراهم نشد. وی ضمن قدردانی از زحمات کارکنان امور عشایر استان، از دستگاه های اداری استان خواست مساعدت و همکاری بیشتری با مدیریت امور عشایر استان در راستای خدمات رسانی به عشایر استان داشته باشند.
در ادامه این جلسه ، مدیر امور عشایر اصفهان در سخنانی گزارشی از نتایج آمار و اطلاعات سرشماری سال ۸۷ عشایر کوچنده کشور به استاندار و اعضاء شورا ارائه نمود و با توجه به افزایش جمعیت عشایری استان خواستار برنامه ریزی و توجه بیشتر به ساماندهی عشایر استان شد.
بر اساس این گزارش ؛ در پایان جلسه مقرر شد: مبلغ چهار میلیارد ریال اعتبار از طریق نهضت سواد آموزی و معاونت برنامه ریزی استان برای سواد آموزی عشایر استان اختصاص یابد. همچنین مقرر شد اعتبار مورد نیاز آسفالت جاده گرم آباد به چشمه رحمان در شهرستان سمیرم به طول ۲۵ کیلومتر و جاده هرنجان به گرموک به طول ۳۲ کیلومتر توسط معاونین عمرانی و برنامه ریزی استانداری و اداره کل راه و ترابری استان تأمین گردد و همچنین مبلغ سه میلیارد ریال اعتبار از طریق ستاد حوادث غیر مترقبه استانداری در خصوص بیمه فراگیر دام های عشایر استان در اختیار صندوق محصولات کشاورزی قرار گیرد