حمیدرضا میرزاده

امروز عصر هیاتی از وزارت منابع طبیعی و محیط زیست جمهوری فدراتیو روسیه با مقامات سازمان حفاظت محیط زیست ایران دیدار خواهند کرد. موضوع این دیدار برابر آنچه مقامات ایرانی اعلام کرده اند، امضای تفاهمنامه در امور محیط زیست است. مشابه چنین تفاهمنامه یی نیز پیش از این با دولت قطر امضا شده و مفاد آن بیشتر مربوط به مسائلی از قبیل همکاری های بین المللی در زمینه پژوهش و بهبود وضع محیط زیست کشورهای منطقه می شود. اما امضای یادداشت تفاهم با همسایه شمالی، از جنبه یی دیگر مورد توجه قرار دارد. در واقع آنچه روس ها را بعد از قضایای نیروگاه هسته یی و دریای خزر به تهران کشانده است، تلاش برای به دست آوردن «پلنگ ایرانی» است. وقتی قرار بر این شد تا المپیک زمستانی سال ۲۰۱۴ در کشور روسیه برگزار شود، مقامات مسکو تصمیم گرفتند نماد این بازی ها را پلنگ قرار دهند. اما غافل از اینکه طبق آخرین گزارش ها، دیگر در این کشور پلنگی باقی نمانده و ناچار آنان به تکاپو افتادند تا دست کم دو قلاده پلنگ را تهیه کرده و بتوانند تا زمان برگزاری مسابقات المپیک زمستانی، تعدادی توله پلنگ داشته باشند. ولادیمیر پوتین پیش از این دو قلاده پلنگ را از ترکمنستان گرفت اما هر دو نر بودند. پس از آن به سراغ ایران آمد تا بلکه بتواند پلنگ های نر را از طریق رایزنی با مقامات تهران تحویل بگیرد. از طرف دیگر مقالات علمی منتشرشده در جهان نشان می دهند ببر مازندران و ببر سیبری هر دو از یک زیرگونه هستند. به این ترتیب این امکان وجود دارد که از طریق وارد کردن ببر سیبری (از روسیه) بتوان نسل منقرض شده ببر در مازندران را احیا کرد. این موضوع تبدیل به یکی از دغدغه های اصلی محمدجواد محمدی زاده رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در دولت دهم شده است. او تلاش می کند به هر قیمتی که شده، ببر سیبری را به مناطق شمالی ایران وارد کرده و نسل ببر مازندران را دوباره احیا کند. همزمانی این دو مساله باعث شد مقامات ایران و روسیه فرصت را مغتنم شمرده و هر چه سریع تر مبادله حیوانات را انجام دهند. اما آنچه باعث برخی واکنش های منفی متخصصان و فعالان محیط زیست به این مبادله شده، ظرفیت های دو کشور برای نگهداری از دو گونه وارداتی است. مهم ترین علت انقراض این گونه ها در دو کشور، تخریب زیستگاه آنها است. در هر دو کشور توسعه انسانی باعث برهم خوردن شرایط زیستگاه ببر و پلنگ شده و این گونه ها را با مخاطرات فراوان روبه رو کرده است. همچنین شکار بی رویه نیز مزید بر علت شده و نسل جانوران را به نابودی کشانده است. اما تلاش های هر دو کشور برای بازگرداندن این گونه به طبیعت، بدون آنکه اقدامی برای بازگرداندن شرایط زیستگاه ها به وضع مناسب صورت بدهند چندان ثمربخش به نظر نمی رسد. این نکته را دفتر صندوق جهانی حیات وحش (WWF) در روسیه نیز تایید می کند. این صندوق پیشتر همکاری در پروژه بازگرداندن پلنگ به روسیه را پذیرفته بود اما اخیراً اعلام کرد این اقدام غیرعملی است، به همین دلیل از همکاری با ادامه این طرح خودداری کرده است. معلوم نیست ببرهایی که به ایران وارد خواهند شد و پلنگ هایی که به روسیه می روند چه سرنوشتی خواهند داشت، اما هر کدام باشد بازگشت آنها به طبیعت غیرممکن به نظر می رسد. در واقع معترضان به این طرح معتقدند این جانوران نخواهند توانست در طبیعت زنده بمانند و به سرعت از بین خواهند رفت. به این ترتیب طبیعت ایران حداقل دو قلاده پلنگ ارزشمند خود را از دست خواهد داد و طبیعت روسیه نیز دو قلاده ببر سیبری خود را از آمار کسر خواهد کرد. در حالی که هم اکنون هر دو گونه در کشورهای محل زندگی خود، جزء جانوران در معرض تهدید به شمار می روند و هر فرد از آنان ارزشی فراوان دارد.
بایگانی برای اسفند, ۱۳۸۸
روس ها از جان پلنگ ما چه می خواهند؟
آشتی توسعه با فرهنگ
خبرگزاری میراث فرهنگی ——— ـبرنامه چهارم توسعه بر خلاف برنامه دوم و سوم، به میراث فرهنگی و محیط زیست، به عنوان دو منبع تجدید نشدنی، توجه جدی و ویژهای داشته است. آنچه در برنامه چهارم بدان پرداخته شده، یادآور ارتباط فرهنگ و میراث فرهنگی با هویت انسان و ارتقای سطح فکر و اندیشه اوست؛ نه توجه به اقتصاد و مسایل صرفا اقتصادی. از این رو نمیتوان تنها به دنبال ساخت برج جهاننما بود، بدون آن که میدان نقش جهان و خاطره مردم از آن را در نظر گرفت.
به عنوان مثال هدف از احیای بناهای تاریخی و تغییر کاربری آنها، حفظ و دمیدن روح زندگی در آنهاست نه بهرهوری اقتصادی. ما نمیتوانیم آثار ابنیه تاریخی را به طرز زیبایی بزک کنیم و در اختیار بخش خصوصی بگذاریم تا به سفره خانه سنتی تبدیل کنند و…روشن است که تفاوت یک حمام تاریخی که به چایخانه تبدیل شده با نمونه مشابهش که در سال های اخیر ساخته شده نه در زیبایی، نه کاربری و نه جذب گردشگر است آنچه این دو را از هم جدا می کند،اصالتی است که کم کم به فراموشی سپرده میشود؛ مگر در یک حمام تاریخی، چند سال می توان چای به سبک ایرانی و غذای سنتی سرو کرد؟!
سیاوش صابری، کارشناس ارشد سازمان میراث فرهنگی، این گونه فکر میکند. او براین باور است که میراث فرهنگی نه تنها در ایران که در هر جامعه و سرزمین دیگری، مولد فرهنگ و اندیشه است نه اقتصاد. البته اگر بناها و محوطههای تاریخی که مظاهر فرهنگی ما را تشکیل میدهند بتوانند به اقتصاد هم کمک کنند، خوب است اما اگر درآمد لازم تولید نشد این گناه به گردن فرهنگ و مضامین فرهنگی نیست چراکه کارکرد آنها چیز دیگری است.
متاسفانه در سالهای اخیر، همه چیز وارونه جلوه کرده و متولیان فرهنگی میکوشند تا بناها و آثار تاریخی، در درجه نخست درآمدزا باشند تا پرورش دهنده اندیشه و روان انسانها. شاید به همین خاطر است که به فربه کردن صندوق حفظ و احیای بناها و اماکن تاریخی می پردازند، بدون آن که بخش مستلی را به حفاظت از میراث طبیعی اختصاص دهند یا به پاسداشت آداب و رسوم و آیین هایی توجه کنند که در حال فراموش شدن هستند.
یکی دیگر از مسایلی که در سالهای به آن توجه شده، اتکای نظام فنی کشور بر تصمیماتی است که در مکان گرفته میشود و جنبه منطقهای دارد و نه ملی، البته خوبیهایی در این گونه از برخورد نهفته است که از آن میان میتوان به شناخت ظرفیتهای هر محل اشاره کرد اما میراث فرهنگی، مقوله دیگری است. فرهنگ و مضامین فرهنگی با اندیشه انسانها در ارتباط هستند و فکر و هویت آدمها فرامنطقهای و حتی فراملی است ما نمیتوانیم به تخت جمشید یا گنبد سلطانیهای با دید منطقهای یا حتی ملی بنگریم چراکه این آثار به جامعه بشری تعلق دارند و به مرزهای سیاسی و جغرافیایی ایران محدود نمیشوند.
به عبارتی میتوان گفت ما در کشور خود با دو مفهوم به ظاهر متفاوت روبه رو هستیم که در باطن یگانهاند و آن تنوع و یکپارچگی فرهنگی است و ما در عین حال که خواهان یکپارچگی و ارتباط میان اجزای فرهنگی هستیم، استقلال هریک را هم خواستاریم. نمیتوان آنگونه که با تخت جمشید برخورد میکنیم با مسجد جامع اصفهان هم رفتار کنیم چراکه هر کدام در یک دوره تاریخی ساخته شدهاند و در ساخت هریک از روش ها و مصالح متفاوتی استفاده شده است و این برخورد یکسان با آثار تاریخی، موجب از بین رفتن تنوع آنها میشود. برای مثال هرکدام از اجزای بدن در عین وابستگی، کار مشخص خود را انجام میدهند و متفاوت با یکدیگرند.
سطحبندی آثار تاریخی موجب میشود تا نوع رفتار خود را در برابر آنها تعیین کنیم اما هیچ ضامن اجرایی برای رعایت کردن این درجه بندی وجود ندارد و این برخورد یکسان با میراث فرهنگی، از یک سو موجب تهی شدن آثار تاریخی از محتوا و از سوی دیگر، وارد آمدن آسیبی جبرانناپذیر بر باور ذهنی ما نسبت به این گونه آثار میشود و چنین نکته ظریفی را با مقایسه مساجد تاریخی با آنچه امروز ساخته میشود، میتوان دریافت. آیا آن حس و حالی که با مشاهده مسجد جامع یا شیخ لطف الله اصفهان به ما دست میدهد با آنچه امروز میبینیم، یکی است؟ نمیتوان گفت، اندیشه ما نسبت به وحدانیت دگرگون شده و به مبانی فکری جامعه ما لطمه خورده است؟ آیا انسان امروز نباید به جست و جوی معنای از دست رفته برخیزد؟!
شناخت فرهنگ و میراث فرهنگی ضروری است
دل آرا قهرمان، مترجم در پاسخ به این که چگونه میتوان توسعه و فرهنگ را با یکدیگر آشتی داد، میگوید: «هر دوی این کلمات باید به دقت و روشنی معنی شوند ما هنوز معنای فرهنگ را درنیافتهایم و نمیدانیم از چه چیز باید مراقبت و نگهداری کنیم؟!
مترجم آثار “پائولو کوئیلو” و “کارلوس کاستاندا” براین باور است که ما نتواستهایم کودکان خود را با فرهنگ و میراث فرهنگی شان آشنا کنیم، گویی نه پدر و مادرها و نه متولیان فرهنگی، خود آنگونه که باید و شاید با این مقوله آشنا نبودهاند و مردمی که تاریخ خود را نشناسند و با گذشته خود آشنا و دوست نباشند نمیتوانند به نمودهای مختلف فرهنگیشان احترام بگذارند.
قهرمان فکر میکند که باید تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم و ببینیم کدام برای ما از اهمیت بیشتری برخوردار است: «توسعه یا فرهنگ؟! گرچه در گشورهای اروپایی به خوبی این دو را با هم آشتی دادهاند برای مثال اتوبوسها، حق عبور از برخی خیابانهای شهر رم را ندارند مبادا لرزش ایجاد شده به آثار تاریخی آسیب برساند، اما اینجا حاضر نیستند مسیر قطار شهری اصفهان را تغییر دهند تا به خیابان چهارباغ عباسی آسیبی نرسد.»
سیروس آقاخانی، نقاش و تصویرساز به گفته کانت اشاره میکند و می گوید: «داشتن اندیشه آزاد، لازمه رسیدن انسانها به توسعه است چراکه وقتی فکر انسان محدود نباشد، واقعی و طبیعیتر رفتار میکند نه محتاط و محافظه کارانه. به عبارتی تصمیمات ما براساس نیازمان نیست، نه آنچه باید باشد.»
تصویرگر کتاب «هر قاصدکی یک پیامبر است» با اشاره به ارتباط اقتصاد و فرهنگ بیان میکند: «وقتی تعداد گردشگران از یک بنا یا محوطه تاریخی ـ فرهنگی افزایش مییابد، آن مکان، اهمیت بیشتری پیدا میکند و باعث تقویت بنیه اقتصادی مردم آن منطقه میشود.
آقاخانی، فرهنگ را مقوله پیچیدهای میداند و بر این باور است که انسانها در درجه اول به دنبال برآورده کردن نیازهای اقتصادی خود هستند و بعد به مسایل فرهنگی توجه میکنند. از سوی دیگر، فرهنگ ما جنبه اخلاقی، تشویقی و تنبیهی دارد و بیشتر به اخلاق میپردازد زیرا اخلاق و سنت درپی تثبیت امورند در صورتی که هنر اصیل، چیزی را توصیه نمیکند بلکه به آشکار کردن پدیدهها میپردازد.
فهرست میراث در خطر؛ معنا و کارکرد آن
———خبرگزاری میراث فرهنگی ـ خروج آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی از این فهرست و انتقال آن به فهرست میراث در خطر از جمله اقداماتی است یونسکو برای نجاتبخشی آثار جهانی میکند.
براین اساس، برخی آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی در کشورهای مختلف به علت تخریبهای مکرر از همان ابتدا در این فهرست به ثبت رسیدهاند و برخی دیگر نیز به علت تخریبهای به وجود آمده پس از خروج از فهرست میراث جهانی راهی فهرست میراث در خطر شدند.
بر این اساس هر اثری که در فهرست میراث درخطر ثبت شود به این معناست که نیازمند حمایت و اعمال اقدامات حمایتی فوق العاده از سوی مردم و مقامات دولتی است.
حوادث گوناگونی نظیر جنگ و کشمکشهای نظامی، زمین لرزه و دیگر بلایای طبیعی، انواع آلودگی، شهرسازی بیرویه و ساخت و سازهای خارج از کنترل، سرقت و نیز توسعه بیرویه توریسم به ویژه در محوطه های طبیعی اغلب بسیاری از سایتهای ثبت شده در فهرست میراث جهانی را با مشکلات بسیار بزرگی مواجه می کنند که برخی از این عوامل تخریب های جبران ناپذیری را در پی دارند.
این عوامل را میتوان به عنوان تهدیدهایی دانست که به طور بالقوه یا بالفعل، یک یا چند اثر و یا بخشی از یک اثر را در معرض خطر تخریب قرار میدهند و این تخریبها با توجه به ارزش فرهنگی این آثار در سطح بین المللی به معنی تخریب ارزشهای میراث جهانی تلقی می شود.
بنابراین به استناد کنوانسیون میراث جهانی در سال ۱۹۷۲، کمیته میراث جهانی میتواند تمامی آثاری را که حفاظت از آنها مستلزم انجام عملیات سریع و گستردهای است تحت حمایتهای ویژه مادی و معنوی قرار دهد.
ورود هر سایت در فهرست میراث جهانی در خطر به کمیته میراث جهانی اجازه میدهد که کمکهای فوری خود را از طریق صندوق کمک به میراث درخطر به تناسب فوریت و اولویت اثر و مخاطرات ایجاد شده در آن اختصاص دهد.
ثبت هر اثر در این فهرست همچنین به معنی نوعی اخطار جامعه جهانی به عوامل بروز چنین تهدیدهایی است که اطلاع رسانی جهانی و جلب توجه عمومی را در پی دارد و این خود می تواند به افزایش و هماهنگی اقدامات و تلاشها در نجات این اثار کمک کنند.
ثبت هر اثر در فهرست میراث جهانی در عین حال فرصتی برای گروههای مرمت و احیا و حفاظت است تا با اقدامات تخصصی مورد نیاز به گونهای موثر به کمک آن اثر بشتابند و برسرعت اقدامات حفاظتی بیفزاید.
ثبت هر اثر در فهرست میراث جهانی در خطر، مستلزم توسعه فعالیت ها و هماهنگی کمیته میراث جهانی در ارائه خدمات مشاورهای در زمینه برنامهها و یا اصلاح اقدامات جاری و درنتیجه مانیتورینگ سایت ثبت شده و شرایط نگهداری و حوادث جاری در آن است.
اما هدف نهایی از تمام تلاشها برای احیا و تجدید حیات ارزشهای جهانی در سایت مورد نظر آن است که آن سایت فرهنگی یا طبیعی را با انجام اقدامات نجاتبخشی و احیای اثر در کمترین زمان ممکن از فهرست میراث درخطر خارج سازد.
ثبت هر اثری در فهرست میراث درخطر در مورد همه آثار یا درکشورهای مختلف کارکرد و هدف یکسانی ندارد. بلکه برخی کشورها به منظور جلب توجه و حمایت متمرکز جهانی به مشکلات یک اثر خاص از این فرصت برای دستیابی به حمایت و کمک متخصان در حل مشکلات ایجاد شده استفاده میکنند.
در عین حال بسیاری ازکشورها از ثبت اثر خود در فهرست در خطر به شدت اجتناب میکنند و آن را نوعی ننگ و رسوایی و نشانی از ناکارآمدی و ناتوانی درمدیریت اثر تلقی میکنند.
به هر حال ثبت هر اثر در فهرست میراث در خطر، به هیچ عنوان به معنی تحریم یک اثر یا مدیریت آن نیست بلکه سیستمی است که هدف و کارکرد اصلی آن، پاسخگویی به موقع به ضرورت اعمال روشهای حفاظت تخصصی با متدهای کارآمد و موثر در تجات یا حفاظت از هر اثر جهانی است.
اگر یک اثر فرهنگی یا طبیعی در فهرست میراث جهانی یونسکو به دلیل تخریب های ایجاد شده، یک یا برخی از ویژگیهای تعیین کننده اش را که سبب پذیرش و ثبت آن اثر در فهرست جهانی شده از دست بدهد، کمیته میراث جهانی میتواند نسبت به حذف آن اثر از هر دو فهرست هم میراث درخطر و هم میراث جهانی اقدام کند.
برخی آثار شاخص جهانی ثبت شده در فهرست میراث درخطر
درمیان آثار شاخص جهانی ثبت شده درمیراث درخطر یونسکو شهر و ارگ تاریخی بم یکی از مواردی است که به عنوان یک دژ و چشم انداز فرهنگی پیرامون آن در شهر بم براثر زلزله ای که به مرگ ۲۶۰۰۰ نفر انجامید، در سال ۲۰۰۴ در فهرست میراث در خطر جای گرفت. این اثر به رغم تلاشهای جهانی در بسیج امکانات برای نجاتبخشی همچنان در این فهرست جای دارد.
اثر شاخص دیگر دره بامیان در افغانستان است که بر اثر اقدامات عمدی طالبان نابود شد و هم اکنون نیز در این فهرست جای دارد.
شهر والد در باکو نیز که از نمونههای شاخص و نادر معماری قرون وسطی در کشورآذربایجان است، در سال ۲۰۰۰ براثر زلزله دچار تخریبهای شدیدی شد که در نتیجه در فهرست میراث درخطر ثبت شده است.
شهر تاریخی زبید در یمن نیز به دلیل ساخت و سازهای بیرویه که سبب نابودی ۴۰ درصد از خانههای اصلی این شهر شد ،در سال ۲۰۰۰ در فهرست میراث جهانی در خطر ثبت شده است.
پنج پارک ملی نیز در کشور آفریقایی کنگو هم نمونه دیگری است . این پنج اثر طبیعی از سال ۱۹۹۴ در فهرست میراث جهانی ثبت شده بود اما بر اثر تخریبهای ناشی از جنگ و کشمکشهای داخلی این کشور به ویژه در منطقه دریاچههای بزرگ در فهرست میراث درخطر یونسکو ثبت شدهاند.
از آن زمان تا کنون تلاشهای گسترده جهانی از جمله راهاندازی کمپین نجاتبخشی ازسوی یونسکو با همکاری NGO های داخلی راهاندازی شده است که هدف آن عمدتا نجات سکنه محلی و نیز انواع گونههای گیاهی و جانوری نظیر گوریل کوهستان است.
کمپین یونسکو و تلاشهای نجات بخشی برای نجات پنج اثر در خطر در کنگو، تنها در ۴ سال گذشته بیش از ۳٫۵ میلیون دلار هزینه دربر داشته است که عمدتا توسط صندوق سازمان ملل و دولت بلژیک تهیه شده است.
جالب آن که در سال ۲۰۰۴ نیز ۵۰ میلیون دلار دیگر از سوی دولت ژاپن و بلژیک و برخی موسسات جهانی برای کمک و نجات و احیای پارکهای ملی درخطر اختصاص یافت اما این اثر به دلایل متعدد از جمله فقر فرهنگی همچنان در فهرست میراث درخطر باقی مانده است.
نصاب ترکی قشقایی
نام کتاب : نصاب ترکی قشقایی به فارسی
نویسنده:میرزا محمد قلی ابن محمد رضا قهفرخی متخلص به فقیردر عهد فتحعلی شاه قاجار
مقدمه و تصحیح:دکتر حسین محمد زاده صدیق و منیژه شیر محمدی
سال نشر ۱۳۸۸تهران انتشارات تکدرخت
کتاب از دو قسمت تشکیل شده است قسمت اول توضیحاتی است که اقای دکتر صدیق در خصوص نصاب و کتب نصاب وتاریخجه نصاب و نصاب نویسی و نصاب خوانی و کتب مهم نصاب و نصاب ترکی به فارسی قهفرخی و روش و محتوای ان و مسائل مختلف ان سخن میگوید و در قسمت دوم متن اصلی کتاب اورده شده است .
یکانه نسخه خطی کتاب حاضردر داخل مجموعه ایی به شماره ۱۱۵۸۶ محفوظ در کتابخانه ایت اله العظمی نجفی مرعشی قرار دارد.
انچه ازمقدمه مولف بر نصاب به دست می ایداین است که وی ان را در روزگارفتحعلی شاه قاجار به نظم در اورده است.مولف اهل روستای قهفرخ(فرخشهر کنونی) از توابع چهار محال و بختیاری و در ان عهد ساکن اصفهان بوده است. وی ان را در ۳۰۰ بیت به تقلید از نصاب ابو نصر فراهی سروده و ان را«نصاب ترکی»نامیده است.
از این مولف یادی در الذریعه (ج ۲۴،ص۱۶۴)رفته است.مولف خودرا میرزا محمد قلی بن محمد رضا می نامدکه فقیر تخلص میکرده است.به نظر میرسد که در اصفهان به شغل مکتبداری مشغول بوده و این رساله را جهت تدریس در مدارس اصفهان وبه درخواست حاج محمد صادق اصفهانی به نظم در اورده است.محمد قلی بن محمدرضااز شاعران ساکن اصفهان و به قوم قشقایی منسوب بوده است.به سه ززبان ترکی ،عربی و فارسی مسلط بوده است و متون هر سه زبان را در مکاتب اصفهان تدریس می کرده است.
نمونه ایی از متن کتاب (ص۸۱)
القطعه العاشره فی بحر الخفیف
ای جوانمرد ! لفظ ترکی دان
تَرک ترُ کی مکن و ترُکی دان
فاعلاتن،مفاعلن ،فع لن
وز خفیف این حساب ترکی خوان
سیچقان ایل سال موش اود ایل
سال گاو،بارس ایل پلنگ بدان
توشقان ایل سال خرگوش است،
لوی ایل است نهنگ سال عیان،
ییلان ایل –یونت هم قوی ایل،
سال مار است- اسب-گوسفندان،
بازیچی ایل هم تخافو ایل،
هست میمون و مرغ در پی ان .
ایت ایل سال سگ بود در بعدش،
باز تنگوز سال خوک بدان.
در پایان برای جناب اقای دکتر صدیق ارزوی سلامتی و بهروزی و عمر طولانی داریم.
ترکیه عنوان برترین مقصد توریستی منطقه مدیترانه را کسب کرد
خبرگزاری میراث فرهنگی-میترااسدنیا-کشور ترکیه درسال ۲۰۰۹ به رغم همه مشکلات مالی ناشی از بحران اقتصاد جهانی برنده میدان توریسم در منطقه مدیترانه شد.
طبق بررسی های انجام شده از سوی یک موسسه تحقیقاتی وابسته به اتحادیه مسافرتی آلمان کشور ترکیه در کل منطقه مدیترانه بیشترین تحرک و رشد را طی سال گذشته داشته است.
طبق همین گزارش به رغم افزایش تمایل به انتخاب مقاصد گردشگری داخلی تعداد توریست هایی که از ترکیه بازدید کردند نسبت به سال گذشته یعنی ۲۰۰۸ افزایش داشته است.
این درحالی است که این روند رشد در روزهای نخست سال ۲۰۱۰ نیز همچنان ادامه داشته است.
به گفته یکی از مقامات و فعالان موسسه یاد شده ترکیه یکی از کشورهایی است که بیشترین میزان سود را در سال ۲۰۰۹ از صنعت گردشگری عاید خود کرده است. در این بررسی ها به ویژه منطقه آنتالیا مورد بررسی قرار گرفته ولی ترکیه سودشاری در کل منطقه اژه بدست آورده است.
طبق همین گزارش میزان فروش بلیت های مسافرتی در استانبول هم طبق برنامه تعیین شده بوده که در ماه نخست سال ۲۰۱۰ نیز به میزان ده درصد درمقایسه با سال ۲۰۰۹ رشد مضاعفی نشان داده است.
طبق بررسی های دیگری نیز که از سوی موسسه آمار ترکیه موسوم به ترک ست اعلام شده درآمد مالی ترکیه در ۴ ماه پایانی سال ۲۰۰۹ با کسب ۵ میلیارد دلار سود بیشتر به بیش از یازده درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است.
درآمد کل ترکیه از طریق توریسم در کل سال ۲۰۰۹ نیز بالغ بر ۲۱٫۲ میلیارد دلار بوده است.
این میزان در سال ۲۰۰۸ ۲۱٫۹ میلیارد و در سال ۲۰۰۷ ۱۸٫۵ میلیارد دلار بوده است.